نقدی کوتاه بر مستند «نزديكي ظهور»
| تأملي در مورد فيلم مستند «نزديكي ظهور» |
|
به نام خدا
تأملي در مورد فيلم مستند «نزديكي ظهور»
موضوع ظهور امام مهدي عجل الله تعالی فرجه الشریف اولين و اصليترين و به عبارت دقيقتر تنها مسأله مهم فرا روي جامعه انساني و به ويژه مسمانان و بالاخص شيعيان است. امري كه حيات انساني مردم به آن وابسته است. اميد و آرزوي آيندهاي روشن با آمدن او، انسانها را زنده نگه داشته و با فرهنگ انتظار است كه زندگي ما معنا پيدا كرده است. موضوع مهدويت و فرهنگ انتظار كه در كلمات پيشوايان دين از آن سخن به ميان آمده است مجموعهاي كامل از باورها و رفتارهاي لازم براي يك حركت صحيح به سمت مقصد نهايي كه همان آمادگي براي ظهور است را در درون خود دارد تا هر كس كه خواهان آمدن اوست بتواند به درستي و بر اساس رضايت ولي خدا در مسير آمادگي براي تحقق ظهور گام بردارد.وما امیدوار هستیم که این دوران زیبا و شکوهمند در زمان ما اتفاق بیافتد، و بخاطر همین اولین دعای ما ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.
اما هر از چند گاه، موجي انحرافي فضاي فكري و رفتاري مردم را دچار تشويش كرده و با ايجاد برخي انتظارات و توقعات كاذب، آسيب جدي به حركت مردم در مسير آمادگي فكري و روحي براي ظهور وارد ميكند. كه تهيه و توزيع اينگونه سيديها كه حاوي تطبيقهايي است از آن نمونه است.
و بر اهل علم و نظر لازم است با موضعگيري درست و تبيين مباحث، اين فضاي مسموم را از بين برده و آرامش فكري و رفتاري را به مردم بازگردانند. اين نوشته حاصل نظر جمعي از پژوهشگران عرصه مهدويت در مركز تخصصي مهدويت قم ميباشد كه به صورت خلاصه ارائه ميشود، و از دو بخش تشكيل شده است.
الف. نكات راهبردي
1. در مكتب گرانسنگ و بي بديل شيعه و تفكر ناب مهدويت، محكمات و مسلماتي وجود دارد كه مردم با تأسي و عمل به آنها، از هر تأويل و توجيه و حدس و گمانهاي نابهجا، بي نياز ميشوند. از جمله آنها لزوم تبعيت علماء در عصر غيبت و ولي فقيه در صورت تشكيل حكومت اسلامي در اين دوران است. لزوم تبعيت در امور متعدد از جمله حوادث واقعه را شامل ميشود. بنابراين بر همه ما لازم است در جهتگيريها و اظهار نظرها، توجه به علما داشته باشيم و همراه آنان حركت كنيم نه جلوتر؛ و در هر موضعگيري نظرات آنان را جويا شده و عمل كنيم. علمايي كه عمل به دين و وظيفه ديني را سرلوحه رفتار خود قرار دادهاند؛ آناني كه مخالفت با هواي نفس را نصب العين قرار دادهاند و رغبتي به دنيا و لذات زودگذر آن ندارند.
همچنين در معارف بلند شيعه، وظايف افراد در قالب فرهنگ انتظار به روشني بيان شده است كه جهتگيري كلي آن زمينهسازي براي ظهور در قالب دستورات دين تحت سرپرستي علما و ولي فقيه است و لذا معنا ندارد كه انسان، وارد فعاليتهاي به اصطلاح تحليلي بدون پشتوانه شود و كساني كه شايستگي براي اظهار نظر ندارند سخناني را مطرح كرده و جهت حركت مردم را دچار انحراف كنند.
2. مباحث مهدويت مانند ساير معارف ديني از پشتوانه عقلي و نقلي برخوردار است و معارف نقلي نيز شامل آيات قرآن و روايات ميباشد. همانگونه كه در ساير معارف ديني، برخي روايات ضعيف و غير قابل استناد وجود دارد و علما با جُهد علمي خود، اينگونه احاديث را از احاديث صحيح جدا ميكنند، در بحث مهدويت نيز، روايات ضعيف و غير قابل اعتبار وجود دارد كه بايد پالايش شود و كسي حق ندارد اين روايات را بدون توجه به ضعف سند و اشكال در محتوا و متن دست مايه حرفهاي خود قرار دهد و فضاي فكري جامعه را دچار تشويش كند.
3. از كارهاي بسيار مهمي كه فقها در راستاي فهم صحيح معارف و احكام دين انجام ميدهند بررسي سند روايات ميباشد كه به علت اهميت آن، علم رجال شكل گرفت، و هيچ فقيهي به خود اجازه نميدهد بدون توجه به سند، روايتي را پذيرفته و بر طبق آن فتوا دهد. بر اين اساس، آيا ميتوان پذيرفت كه علم رجال در احكام فرعي رعايت شود ولي در مباحث مهمي مانند مباحث مهدويت كه عموم مردم به آن حساسيت داشته و واكنش نشان ميدهند فراموش شود؟ و عدهاي غير متخصص به خود اجازه دهند با استفاده از هر حديثي هر چند ضعيف، با عقايد و احساسات مردم بازي كنند؟
4. علامت ظهور با توجه به روايات به علايم حتمي و غير حتمي تقسيم ميشوند. معناي علامت غير حتمي نيز از خود روايت روشن است كه يعني عدم تحقق آن امكان دارد. وقتي خود ائمه علامتي را غير حتمي معرفي ميكنند دليلي ندارد اين گونه علايم پررنگ نشان داده شود و به گونهاي ارائه شود كه بايد باشد و اكنون هست.
5. از معضلاتي كه فرهنگ ناب مهدويت را دچار آسيب ميكند بحث «تطبيق» است. يعني مطابقت دادن علايم با حوادث خارجي. تطبيق قطعي تقريباً غير ممكن است زيرا ما علم كافي نداريم. تطبيق احتمالي ممكن است آن هم توسط افرادي كه متخصص در فن بوده و جوانب كار را كاملاً ميسنجند. مرجع در اينگونه امور، علماي راستين هستند كه اظهار نظر آنها مورد توجه است.
مگر اين امور از حوادث واقعه نيستند (و اما الحوادث الواقعه) و نبايد طبق دستور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به علما رجوع كرد؟ چگونه عدهاي ناآشنا به معارف مهدوي به خود اجازه ميدهند كلام امام زمان را زير پا گذاشته و مرز علما را بشكنند و هرچه خواستند بگويند؟
6. رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنهاي شخصيتي بي بديل در زمان كنوني است كه در قله علم و عمل، تقوا و درايت، شجاعت و زمانشناسي بوده و در هر زمان كه لازم باشد آنچه را مورد نياز مردم است تذكر ميدهند. كمالات ايشان براي همگان روشن است و براي بيان عظمت و بزرگي ايشان هيچ نيازي نيست تا بخواهيم او را بر كسي تطبيق دهيم (اگر باعث منقصت و كوچكي ايشان نشود) ما به ايشان كمال ارادت را داشته و امر ايشان را مطاع دانسته و وجوب تبعيت و اطاعت از ايشان را لازم ميدانيم و بهترين تعبير را براي ايشان به اين عنوان «روحي له الفداء» بكار ميگيريم. مردم ايران اين رهبر عظيم الشأن را به خاطر ويژگيهاي خودش دوست دارند و علما براي ايشان كمال احترام را قائلند.
7. به نظر ميآيد تطبيق برخي افرادي كه در روايات از آنان ياد شده به برخي شخصيتهايي كه در زمان حاضر وجود دارند منشاأ آمريكايي و اسرائيلي دارد و آنان بودن كه اينگونه تطبيقها را ابتدا مطرح كردند. و برخي افراد در جامعه ما نيز از روي بي دقتي به آن دامن زدند. لازم است كمي تأمل شود. آيا اين كار نوعي علامتسازي نيست؟
بايد توجه داشت برخي افراطيون مسيحي و يهودي كه از آنان صهيونيسم مسيحي ياد ميشود اينگونه تلقين ميكنند كه ما بايد زمينه را براي آمدن مسيح موعود فراهم كنيم. ما بايد جنگ آرماگدون را ايجاد كنيم تا او بيايد زيرا آمدن مسيح موعود متوقف بر آمدن اوست. آيا آنچه برخي افراد در كشور ما انجام ميدهند به نوعي حركت در مسير خواست دشمنان نيست.
ب. تأملي گذرا به محتواي اين فيلم مستند
در اين فيلم به گونهاي القا شده است كه گويا محتواي آن بر اساس نظر كارشناسان و محققين متعدد عرصه مهدويت است و از پشتوانه روايي فراوان و احاديث صحيح برخوردار است.
لازم است اشاره شود كه مستندات اصلي اين فيلم كتب و روايات ذيل است:
ـ الزام الناصب: اين كتاب كه توسط يكي از معاصرين نوشته شده است از منابع معتبر روايات مهدويت شمرده نميشود. رواياتي در آن وجود دارد كه در كتب معتبر و علما گذشته نبوده است. البته ما نويسنده آن را محترم دانسته و با حسن ظن ميگوييم احتمالاً ايشان در صدد جمع مطالبي در مورد امام مهدي بودند و متناسب با شرايط زمان خود مي خواستند آنچه را در اختيار دارند مكتوب كنند تا اهل فن در مورد آنها تأمل كنند.
ـ عصر ظهور: اين كتاب كه حالت تحليلي دارد توسط يكي از نويسندگان و كارشناسان عرصه مهدويت نگاشته شده است. خود ايشان در بخشهاي متعددي از كتاب تصريح به ضعف روايات از حيث سند و متن دارند و در موارد متعددي با كلمه «والله العالم» خواستهاند بگويند اين مطلب فقط يك فرضيه است، با توجه به روايات هر چند ضعيف.
ـ خطبة البيان: علما و محققين متعددي كه اين حديث را مورد بررسي قرار دادهاند آن را از حيث سند ضعيف و بي اعتبار ميدانند. فقط محتواي ابتداي روايت را كه در مورد شخصيت امام علي علیه السلام است با توجه به عقل و ساير روايات معتبر، صحيح مي دانند. هر چند اينان نيز نميگويند اين حرفها مستند به امام علي علیه السلام است.
اكثر مطالب اين فيلم مستند، بر اساس روايات ضعيف و يا بدون پشتوانه روايي است. يعني بخشي از مطالب مستند به روايات ضعيف است و بخشي نيز اصلاً مستند روايي ندارد و هيچ حديثي حتي حديث ضعيف و غير معتبر نيز به آن اشاره نكرده است.
اكنون مناسب است در مورد شخصيتهايي كه در روايات از آنان ياد شده به صورت گذرا نكاتي را مطرح كنيم.
1. شعيب بن صالح
با مسامحه ميتوان گفت كه در كتب شيعه، در شش روايت اين نام آمده و از فردي به نام شعيب ياد شده است. اولاً سند همه روايتها ضعيف است و دو روايت نيز اصلا به امام معصوم نميرسد. ثانياً هيچ ارتباطي بين شعيب با خراساني نيست. در يك روايت فقط آمده كه قبل از اين امر (قيام) چند نفر هستند: سفياني، يماني، مرواني، شعيب بن صالح. در يك روايت خروج او از سمرقند و قبل از خروج سفياني است و در روايتي خروج امام و حضور شعيب در مقدمه لشگر ايشان است و در يك روايت حضور او در عراق قبل از قيام امام مطرح شده و اينكه در عراق به امام ملحق ميشود. به علاوه اگر بپذيريم وجود فردي به نام شعيب در روايات ذكر شده از علايم حتمي نيست.
2. يماني
علامت يماني از علايم حتمي بوده و حديث صحيح دارد. حديث صحيح در مورد يماني فقط دو نكته را دارد: 1ـ اصل قيام و خروج او در برابر سفياني 2ـ بر حق و هدايت بودن او. در هيچ روايتي از تعدد يماني سخني مطرح نيست و از روايات چنين مطلبي قابل استفاده نيست. با توجه به روايت ضعيف، خروج او از يمن است. در روايات ما اسمي از نصر براي او نيامده است. در روايتي از اهل سنت نام نصر آمده آن هم به صورت لقب يعني به او نصر ميگويند زيرا نصر خدا براي اوست و در همين روايت اشاره شده نام او سعيد است.
3. عبدالله
كه به پادشان عربستان تطبيق داده شده است. اين فقط يك روايت است منقول از امام صادق، كه مبهم است يعني حضرت فرموده است: من يضمن لي موت عبدالله اضمن له القائم. منظور از عبدالله كيست؟
4. روح الله
كه مستند به يك روايت است با مراجعه به روايت روشن ميشود كه كلام پيامبردر وصف شيعيان امام علي علی السلام است.
حضرت ابتدا اشاره دارند آنان بر منابري از نور هستند و صورتشان نوراني و لباسشان از نور است. بعد ميفرمايند: هم قوم تحابوا بِرَوْح الله علي غير انساب و لا اموال اولئك شيعتك و انت امامهم يا علي. مرحوم مجلسي در ذيل حديث ميگويد: رَوْح الله يعني به رحمت خدا و اينكه حبّ آنان نسبت به يكديگر به خاطر خدا است نه به خاطر مال و نَسَب و ساير امو دنيوي. (بحارالانوار، ج65، ص139)
5. خراساني
در تعدادي از روايات اشاره به خراساني شده است. با توجه به روايات اشاره به خروج اين فرد در روايات مورد پذيرش است. اما اولاً از علايم حتمي نيست. ثانياً مدح خاصي از او نشده است. يعني در روايات نيامده كه انساني وارسته، عالم و ... هست كه به خاطر امام زمان و امر ايشان قيام ميكند و براي زمينهسازي ظهور حركت ميكند. بله ميتواند مدح كلي نسبت به او را فهيمد زيرا به امام ملحق ميشود.
البته بايد توجه داشت رواياتي كه در مورد جزئيات امر خراساني صحبت كردهاند ضعيف هستند.
نكته قابل توجه دقت اينكه در روايات (بنا بر پذيرش سند) پرچم يماني داراي بهترين و كاملترين هدايت مطرح شده است و تهيهكنندگان اين مستند نيز به آن اشاره دارند. آيا اينان ميخواهند فعاليت جناب سيد حسن نصرالله و حركت و حرفهاي او را هدايت كنندهتر از رهبر معظم انقلاب معرفي كنند؟ در حالي كه آقاي سيد حسن نصرالله خود را سرباز اين رهبر ميداند و ما به روشني شاهديم كه مقام معظم رهبري بهترين فرد در امر مديريت و هدايت جامعه انساني است. و يا ميگويند حسين الحوئي از رهبران جهادي يمن برتر از رهبر است؟ آيا واقعاً تهيه كنندگان اين فيلم به دنبال معرفي شخص خاصي به هر قيمتي نيستند؟
6. سفياني
با تأمل در روايات سفياني ميتوان پذيرفت كه ائمه از خروج فردي به نام سفياني نام بردهآند. اما جزئيات حركت او مستند به روايت ضعيف و بياعتبار است و نميتوان بر اساس آن ادعايي كرد. و تطبيق آن بر فرد خاص به شكلي كه در فيلم آمد با اين پشتوانه ضعيف واقعاً محل تأمل است.
در آخر باز هم لازم است اشاره شود كه بر ما لازم است توجه به كلام علما و اطاعت از ولي فقيه و حركت در مسير زمينهسازي با پالايش دروني خود با تطهير نفس و تلاش براي ايجاد آمادگي عمومي تحت سرپرستي و هدايت ولي فقيه و علماي بزرگوار باشيم. والله العالم
والسلام |

